خرید بک لینک

کنار من از کار و بارت بزن
از خوابت و شام و ناهارت بزن
قرار گذاشتی دور بمونیم از هم...
ایندفعه رو زیر قرارت بزن


چرند و پرند

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:06

پا شو رضا، رسیدیم. الدنگ از اولش خواب بوده تا الآن. پا شو، جاده رو ندیدی، از دستت رفت. همیشه بدموقع میخوابی. منم چشمام میرفت، نصفه نیمه دیدم. ماها بدخواب شدیم کلا. عوضش دم کوه که میرسیم، بیداریم. ی

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:06

سلام فاخته جانفراموشکار شدهام تازگی؛ خاطرم نیست امروز یکشنبه بود یا دوشنبه. میدانی؟ آدمیزاد ذاتا فراموشکار است؛ نه اینکه به اشتباه چیزی را یادش برود یا حواسش پرت باشد مثل من، نه؛ با تصمیم و نظر خودش

برچسب: نویسنده: رها کاظمیان تاريخ: دوشنبه 23 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:06

صفحه بندی